منو های اصلی
Skip to Content

كارآفريني چيست؟

مقدمه:

رويكرد اكثر كشورهاي جهان در دهه‌هاي اخير به موضوع كارآفريني و توسعه آن، موجب گرديده‌ موجي از سياستهاي توسعه كارآفريني در دنيا ايجاد شود. كشورهاي مختلف راه حلي را كه در سه دهه گذشته براي فائق آمدن بر مشكلات مختلف اقتصادي و اجتماعي به آن روي آورده‌اند، توسعه فرهنگ كارآفريني، انجام حمايت‌هاي لازم از كارآفرينان، ارائه آموزشهاي مورد نياز به آنان و انجام تحقيقات و پژوهشهاي لازم در اين زمينه بوده است. تأمل در وضعيت اقتصادي و روند مراحل پيشرفت و توسعه در كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه كه به موضوع كارآفريني توجه نموده‌اند، نشانگر آن است كه اين كشورها توانسته‌اند به پيشرفت‌هاي چشمگيري در زمينه‌هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي دست يابند و يا حداقل بحرانهاي پيش‌آمده را به سلامت پشت سر گذاشته و بحرانهايي كه وقوع آنها را در آينده پيش‌بيني مي‌كردند را مهار نمايند. از جمله اين كشورها مي‌توان به ايالات متحده، كشورهاي اتحاديه اروپايي، كشورهاي جنوب شرق آسيا، چين، برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين و آفريقايي و اقيانوسيه را نام برد آنجا كه مفاهيم مطرح در علوم انساني همانند مفاهيم مطرح در علوم تجربي قطعي نيستند، لذا ارائه تعريف قطعي و مشخصي براي آنها دشوار يا غير ممكن است. كارآفريني هم كه از واژه ‌هاي مطرح در علوم انساني است، از اين قاعده مستثني نيست. دانشمندان و محققين علوم مختلف اقتصادي، اجتماعي، روانشناسي و مديريت كه در مورد كارآفريني مطالعه و نظراتي ارائه كرده‌اند، تعاريف مختلفي از كارآفريني مطرح نموده‌اند كه تفاوت‌هاي گاه مغاير و متناقضي دارند. تعريفي از كارآفريني كه تقريباً شامل همه تعريفهاي ارائه شده از آنان باشد، عبارت است از:

«كارآفريني فرايندي است كه فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد و با بسيح منابع ،‌مبادرت به ايجاد كسب و كار و شركت‌هاي نو، سازمانهاي جديد و نوآور و رشد يابنده نموده كه توأم با پذيرش مخاطره و ريسك است و منجر به معرفي محصول و يا خدمت جديدي به جامعه مي‌گردد.» در دايره‌‌المعارف بريتانيكا، كارآفرين اينگونه تعريف شده است:
« شخصي كه كسب و كار و يا موسسه اقتصادي را سازماندهي و مديريت كرده و خطرات ناشي از آنرا مي‌پذيرد»

واژه كارآفريني از قرنها پيش و قبل از آنكه به زبان امروزي مطرح شود، در زبان فرانسه متداول گرديد. اين واژه معادل كلمه فرانسوي Enterprendre به معناي « متعهد شدن» (معادل under Take در زبان انگليسي) مي‌باشد كه در سال 1848 توسط جان استوارت ميل به كارآفريني ( Enterpreneur ) در زبان انگليسي ترجمه شد.

مفهوم‌ كارآفريني‌:

با تحولات‌ سريع‌ و شتابان‌ محيط‌ بين‌المللي‌ و گذر از جامعه‌ صنعتي‌ به‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ و مواجة ‌اقتصادهاي‌ ملي‌ با اقتصاد جهاني‌ و مطرح‌ شدن‌ پديده‌هايي‌ همانند «جهاني‌ شدن‌ اقتصاد» و «فن‌آوري‌اطلاعات‌» ، مباحث‌ اساسي‌ درخصوص‌ راهكارهاي‌ مختلف‌ براي‌ تسريع‌ فرآيند رشد و توسعة‌ پايدار و رفاه‌اقتصادي‌ مطرح‌ مي‌گردد. يكي‌ از اين‌ مباحث‌ جديد، نقش‌ كارآفرينان‌ در اين‌ فرايند مي‌باشد. كارآفريني‌ ازمفاهيم‌ جديدي‌ است‌ كه‌ حداقل‌ در محدودة‌ علم‌ اقتصاد ، مديريت‌، جامعه‌شناسي‌ و روان‌شناسي‌ و سايرمقوله‌هاي‌ مرتبط‌ با اين‌ موضوع‌ قدمتي‌ بسيار كوتاه‌ داشته‌ و از مفاهيم‌ رو به‌ گسترش‌ مي‌باشد. به‌ دليل‌ آنكه ‌معناي‌ تحت‌الفظي‌ «كارآفريني‌» نمي‌تواند عمق‌ محتوي‌ و مفهوم‌ اين‌ واژه‌ را مشخص‌ نمايد و براي‌ جلوگيري‌ ازفهم‌ نادرست‌ اين‌ موضوع‌ يا واژه‌ با ساير واژه‌ها و براي‌ رسيدن‌ به‌ فهم‌ و فرهنگ‌ مشترك‌ از آن‌، معرفي‌ وشناساندن‌ اين‌ واژه‌ بسيار مهم‌ مي‌نمايد . اين‌ كه‌ كارآفريني‌ چيست‌؟ كارآفرين‌ كيست‌؟ فرآيند كارآفريني‌ چگونه‌است‌؟ نقش‌ و تاثير كارآفريني‌ و كارآفرينان‌ در ابعاد توسعه‌ و رشد اقتصادي‌ و متغيرهاي‌ كلان‌ اقتصادي‌ هماننداشتغال‌ چيست‌؟ نقش‌ آموزش‌ و تجربه‌ در رشد كارآفريني‌ چه‌ ميزان‌ است‌؟ سوالهايي‌ هستند كه‌ بايد براي‌ رسيدن‌به‌ اين‌ فرهنگ‌ مشترك‌ به‌ وضوح‌ و مبسوط‌ پاسخ‌ داده‌ شود. به طور كلي‌ «كارآفريني‌» از ابتداي‌ خلقت‌ بشر و همراه‌ با او در تمام‌ شئون‌ زندگي‌ حضور داشته‌ و مبناي‌تحولات‌ و پيشرفتهاي‌ بشري‌ بوده‌ است‌. ليكن‌ تعاريف‌ زياد و متنوعي‌ از آن‌ در سير تاريخي‌ و روند تكامل‌موضوع‌ بيان‌ شده‌ است‌، كه‌ برخي‌ از اين‌ تعاريف‌ ارائه‌ مي‌گردد:

ـ كارآفرين‌ كسي‌ است‌ كه‌ متعهد مي‌شود مخاطره‌هاي‌ يك‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ را سازماندهي‌، اداره‌ و تقبل‌كند ( Webster's New Collegiate Dictionary ).

ـ خريداري‌ نيروي‌ كار و مواد اوليه‌ به‌ بهائي‌ نامعين‌ و به‌ فروش‌ رساندن‌ محصولات‌ به‌ بهائي‌ طبق‌ قرارداد(برنارد دو بليدور ( Bernard F. De Belidar ) اقتصاددان‌ فرانسوي‌ در اوايل‌ قرن‌ هيجدهم‌).

ـ كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ ابزار توليد را به‌ منظور ادغام‌ آنها براي‌ توليد محصولات‌ قابل‌ عرضه‌ به‌ بازار، ارائه‌مي‌كند (ريچارد كانتيلون‌ R. Cantillon در حدود سال‌ 1730).

ـ كارآفرين‌ عاملي‌ است‌ كه‌ تمامي‌ ابزار توليد را تركيب‌ مي‌كند و مسووليت‌ ارزش‌ توليدات‌، بازيافت‌ كل‌سرمايه‌اي‌ را كه‌ بكار مي‌گيرد، ارزش‌ دستمزدها، بهره‌ و اجاره‌اي‌ كه‌ مي‌پردازد و همچنين‌ سود حاصل‌ را برعهده‌ مي‌گيرد (جان‌ باتيست‌ سي‌ ( Jean Baptiste Say ) ، اقتصاددان‌ فرانسوي‌ در سال‌ 1803 ميلادي‌).

ـ كارآفريني‌ پلي‌ است‌ بين‌ جامعه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ كل‌، به‌ ويژه‌ جنبه‌هاي‌ غيراقتصادي‌ جامعه‌ و موسسات‌انتفاعي‌ تاسيس‌ شده‌ براي‌ تمتع‌ از مزيت‌هاي‌ اقتصادي‌ و ارضاء آرزوهاي‌ اقتصادي‌ (آرتور كول‌ ( A. Cole )،1946).

ـ كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ تخصص‌ وي‌ تصميم‌گيري‌ عقلائي‌ و منطقي‌ درخصوص‌ ايجاد هماهنگي‌ در منابع‌كمياب‌ مي‌باشد (كاسون‌، 1982).

ـ كارآفريني‌ به‌ عنوان‌ يك‌ تسريع‌كننده‌، جرقة‌ رشد و توسعة‌ اقتصادي‌ را فراهم‌ مي‌آورد (ويلكن‌( Wilken )، 1980)

ـ كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ شركتهاي‌ جديدي‌ را كه‌ سبب‌ ايجاد و رونق‌ شغل‌هاي‌ جديد مي‌شوند، شكل‌مي‌دهند (كه‌ چموف‌ ( B - Kirchhoff )، 1994).

ـ رابرات‌ لمب‌ ( R.K .Lamb ) (1902) معتقد بود كه‌ «كارآفريني‌ يك‌ نوع‌ تصميم‌گيري‌ اجتماعي‌ است‌ كه‌توسط‌ نوآوران‌ اقتصادي‌ انجام‌ مي‌شود و نقش‌ عمدة‌ كارآفرينان‌ را اجراي‌ فرآيند گستردة‌ ايجاد جوامع‌ محلي‌،ملي‌ و بين‌المللي‌ و يا دگرگون‌ ساختن‌ نمادهاي‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ مي‌دانست‌.
ـ هربرتون‌ ايوانز (
Herberton G.Evans ) (1957) معتقد بود كه‌ كارآفرين‌ وظيفه‌ تعيين‌ نوع‌ كسب‌ و كارموردنظر را بر عهده‌ داشته‌ و يا آن‌ را مي‌پذيرد.

ـ ردليچ‌ ( F.Redlich ) (1958) معتقد است‌ كه‌ كارآفرين‌ در حالي‌ كه‌ مدير، سرپرست‌ و هماهنگ‌كننده‌فعاليت‌هاي‌ توليد است‌، برنامه‌ريز، نوآور و تصميم‌گيرنده‌ نهايي‌ در يك‌ شركت‌ توليدي‌ نيز مي‌باشد.

ـ مك‌ كله‌لند ( D.M,clelland ) (1961) معتقد بود كه‌ كارآفرين‌ كسي‌ است‌ كه‌ «يك‌ شركت‌ (يا واحداقتصادي‌) را سازماندهي‌ مي‌كند و ظرفيت‌ توليدي‌ آن‌ را افزايش‌ مي‌دهد.»

ـ پنروز ( E.Penrose ) (1968) جنبة‌ اصلي‌ كارآفريني‌ را همانا شناسايي‌ و بهره‌برداري‌ از كرهاي‌فرصت‌طلبانه‌ براي‌ گسترش‌ شركتهاي‌ كوچكتر مي‌داند.

ـ كارلند ( J.c.carland ) (1984) معتقد است‌ كه‌ كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ جهت‌ دستيابي‌ به‌ سود و رشد،شغلي‌ را به‌ وجود مي‌آورد و مديريت‌ مي‌كند.

ـ چل‌ ( E.chell ) و هاروث‌ ( J.Haworth ) (1988) در تحقيقات‌ خود به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌كارآفرينان‌ افرادي‌ هستند كه‌ قابليت‌ مشاهده‌ و ارزيابي‌ فرصتهاي‌ تجاري‌، گردآوري‌ منابع‌ مورد نياز و دستيابي‌به‌ ارزيابي‌ حاصل‌ از آن‌ را داشته‌ و مي‌توانند اقدامات‌ صحيحي‌ را براي‌ رسيدن‌ به‌ موفقيت‌ انجام‌ دهند.

ـ پيتردراكر ( P.draker ) (1985) معتقد است‌، كارآفرين‌ كسي‌ است‌ كه‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ كوچك‌ وجديدي‌ را با سرمايه‌ خود شروع‌ مي‌نمايد.

ـ ادي‌ ( G.Eddy ) و الم‌ ( k.olm ) (1985) معتقدند كه‌ كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ مايل‌ و قادر به‌مخاطره‌پذيري‌ است‌ و در عين‌ حال‌ ابزار توليدي‌ و اعتباري‌ را در هم‌ مي‌آميزد تا به‌ سود يا اهداف‌ ديگري‌همچون‌ قدرت‌ و احترام‌ اجتماعي‌ دست‌ يابد.

ـ تراپ‌مان‌ ( J. Torpman ) و مورنينگ‌ استار ( G.Morningstar ) (1989) در كتاب‌ «نظام‌هاي‌كارآفرينانه‌» در دهة‌ 1990 مي‌نويس ن د: كارآفرين‌ يعني‌ تركيب‌ متفكر با مجري‌، كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ فرصت‌ارائه‌ يك‌ محصول‌، خدمات‌، روش‌ و سياست‌ جديد يا راه‌ تفكري‌ جديد براي‌ يك‌ مشكل‌ قديمي‌ را مي‌يابد.كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ مي‌خواهد تاثير انديشه‌ محصول‌ يا خدمات‌ خود را بر نظام‌ مشاهده‌ كند.

ـ جفري‌ تيمونز ( Jeffry Timmons ) (1990) درخصوص‌ كارآفريني‌ مي‌نويسد: «كارآفريني‌ خلق‌ و ايجاد بينشي‌ ارزشمند از هيچ‌ است‌. كارآفريني‌ فرايند ايجاد و دستيابي‌ به‌ فرصتها و دنبال‌ كردن‌ آنها بدون‌ توجه‌ به‌منابعي‌ است‌ كه‌ در حال‌ حاضر موجود است‌. كارآفريني‌ شامل‌، خلق‌ و توزيع‌ ارزش‌ و منافع‌ بين‌ افراد، گروهها،سازمانها و جامعه‌ مي‌باشد.

ـ ديويد مك‌ كران‌ ( D. Mckeran ) و اريك‌ فلانيگان‌ ( E.Flannigan ) (1996) كارآفرينان‌ را افرادي‌نوآور، بافكري‌ متمركز، و به‌ دنبال‌ كسب‌ توفيق‌ و مايل‌ به‌ استفاده‌ از ميانبرها مي‌دانند كه‌ كمتر مطابق‌ كتاب‌ كارمي‌كنند و در نظام‌ اقتصادي‌، شركتهايي‌ نوآور، سودآور و با رشدي‌ سريع‌ را ايجاد مي‌نمايند.

در واقع‌، هنوز هم‌ تعريف‌ كامل‌، جامع‌، مانع‌ و مورد پذيرش‌ همة‌ صاحبنظران‌ ارائه‌ نشده‌ است‌، ليكن‌ دراين‌ بين‌ تئوري‌ و تعاريف‌ اقتصاددان‌ مشهور اتريشي‌ به‌ نام‌ «جوزف‌ شومپيتر ( Joseph schumpeter ) ازكارآفريني‌ و نقش‌ كارآفرينان‌ در فرآيند توسعه‌ مورد توافق‌ و ارجاع‌ اكثر محققين‌ در اين‌ زمينه‌ است‌:

بر طبق‌ نظر وي‌ كارآفرين‌ نيروي‌ محركة‌ اصلي‌ در توسعة‌ اقتصادي‌ و موتور توسعه‌ مي‌باشد و نقش‌ وي‌عبارت‌ است‌ از نوآوري‌ يا ايجاد تركيب‌هاي‌ تازه‌ از مواد. شومپيتر مشخصة‌ اصلي‌ كارآفرين‌ را «نوآوري‌»مي‌دانست‌ و كار يك‌ كارآفرين‌ را «تخريب‌ خلاق‌» تعريف‌ كرد. وي‌ در كتاب‌ «نظرية‌ اقتصاد پويا» اشاره‌ مي‌كندكه‌ تعادل‌ پويا از طريق‌ نوآوري‌ و كارآفريني‌ ايجاد مي‌گردد و اينها مشخصة‌ يك‌ اقتصاد سالم‌ هستند.

سابقه كارآفر يني در دنيا:

در اوايل سده شانزدهم ميلادي كساني را كه دركار مأموريت نظامي بودند كارآفريني خواندند و پس از آن نيز براي مخاطرات ديگر نيز همين واژه با محدوديتهايي مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 ميلادي به بعد درباره پيمانكاران دولت كه دست اندركار امور عمراني بودند، از لفظ كارآفرين زياد استفاده شده است.

كارآفريني و كارآفرين اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادي از قرن شانزدهم ميلادي تاكنون به نحوي كارآفريني را در نظريه‌هاي خود تشريح كرده‌اند. ژوزف شوپيتر با ارائه نظريه توسعه اقتصادي خود در سال 1934 كه همزمان با داوران ركود بزرگ اقتصادي بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوري كارآفرينان در ايجاد سود، مورد توجه قرار گيرد و به همين دليل وي را «پدر كارآفريني»لقب داده‌اند. از نظر وي «كارآفرين نيروي محركه اصلي درتوسعه اقتصادي است » و نقش كارآفريني عبارت است از «نوآوري يا ايجاد تركيب هاي تازه از مواد»
كارآفريني از سوي روانشناسان و جامعه‌شناسان با درك نقش كارآفرينان در اقتصاد و به منظور شناسايي ويژگيها و الگوهاي رفتاري آنها با بررسي و تحقيق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است.
جامعه شناسان كارآفريني را به عنوان يك پديده اجتماعي در نظر گرفته و به بررسي رابطه متقابل بين كارآفرينان و ساير قسمتها و گروههاي جامعه پرداخته‌اند .

دانشمندان مديريت به تشريح مديريت كارآفريني و ايجاد جو و محيط كارآفرينانه در سازمانها پرداخته‌اند.

مفهوم تاريخي كارآفريني

به طور کلي و با عنايت به موارد اشاره شده در فوق، سير تاريخي مفهوم كارآفريني را مي‌توان به پنج دوره تقسيم نمود:

دوره اول:قرون 15 و 16 ميلادي: در اين دوره به صاحبان پروژه‌هاي بزرگ كه مسئوليت اجرايي اين پروژه‌ها همانند ساخت كليسا، قلعه ها، ‌تأسيسات نظامي و .... از سوي دولتهاي محلي به آنها واگذار گرديد. كارآفرين اطلاق مي‌شد، در تعاريف اين دوره پذيرش مخاطره، لحاظ نشده است.
دوره دوم: قرن 17 ميلادي: اين دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتي در اروپا بوده و بعد مخاطره پذيري به كارآفريني اضافه شد كارآفرين در اين دوره شامل افرادي همانند بازرگانان ، صنعتگران و ديگر مالكان خصوصي مي‌باشد.

دوره سوم: قرون 18و 19 ميلادي: در اين دوره كارآفرين فردي است كه مخاطره مي‌كند و سرمايه مورد نياز خود را از طريق وام تأمين مي‌كند، بين كارآفرين و تأمين كننده سرمايه (سرمايه‌گذار) و مدير كسب و كار در تعاريف اين دوره تمايز وجود دارد.

دوره چهارم: دهه‌هاي مياني قرن بيستم ميلادي: در اين دوره مفهوم نوآوري شامل خلق محصولي جديد، ايجاد نظام توزيع جديد يا ايجاد ساختار سازماني جديد به عنوان يك جزء اصلي به تعاريف كارآفريني اضافه شده است.

دوره پنجم: دوران معاصر( از اواخر دهه 1970 تاكنون ): در اين دوره همزمان با موج ايجاد كسب و روند كارهاي كوچك و رشد اقتصادي و نيز مشخص شدن نقش كارآفريني به عنوان تسريع كننده اين سازوكار، جلب توجه زيادي به اين مفهوم شد و رويكرد چند جانبه به اين موضوع صورت گرفت. تا قبل از اين دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفريني معطوف بود، اما در اين دوره به تدريج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققين علوم مديريت نيز به ابعاد مختلف كارآفريني و كارآفرينان توجه نموده‌اند.

تا دهه 1980 سه موج وسيع، موضوع كارآفريني را به جلو رانده است:

موج اول: انفجار عمومي مطالعه و تحقيق در قالب انتشار كتابهاي زندگي كارآفرينان و تاريخچه شركتهاي آنها، چگونگي ايجاد كسب و كار شخصي و شيوه‌هاي سريع پولدار شدن مي‌باشد. اين موج از اواسط دهه 1950 شروع مي‌شود.

موج دوم: اين موج كه شروع آن ازدهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌هاي آموزش كارآفريني در حوزه‌هاي مهندسي و بازرگاني است كه در حال حاضر اين حوزه‌ها به ساير رشته‌ها نيز تسري يافته است.

موج سوم: اين موج شامل افزايش علاقمندي دولتها به تحقيقات در زمينه كارآفريني و بنگاههاي كوچك، تشويق رشد شركت‌هاي كوچك و انجام تحقيقات در خصوص نوآوري‌هاي صنعتي مي‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.

سابقه كارآفريني در ايران:

علي‌رغم اينكه در كشورهاي پيشرفته دنيا از اواخر دهه 1970 به بعد به موضوع كارآفريني توجه جدي شده و حتي در بسياري از كشورهاي در حال توسعه هم از اواخر دهه 1980 اين موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند، در كشور ما تا شروع اجراي برنامه سوم توسعه، توجه چنداني به كارآفريني نشده بود. حتي در محافل علمي و دانشگاهي نيز به جز موارد بسيار نادر، فعاليتي در اين زمينه صورت نگرفته بود. مشكل بيكاري و پيش‌بيني حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد كه در زمان تدوين برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه كارآفريني مورد توجه قرار گيرد. در برنامه اخير، توسعه كارآفريني در سطح وزارتخانه‌هاي علوم، تحقيقات و فناوري، بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، ‌جهاد كشاورزي، صنايع و معادن و فلزات و همچنين مؤسسه جهاد دانشگاهي به دليل ارتباط با فعاليت‌هاي آنها، مطرح شده است.

متأسفانه واژه كارآفريني كه ترجمه‌اي از كلمه Entrepreneurship است، موجب گرديده است كه معني ايجاد كار و يا اشتغال‌زايي از اين واژه برداشت مي‌شود. در حاليكه كارآفريني داراي مفهومي وسيعتر و با ارزشتر از اشتغال‌زايي است. اين برداشت نا صحيح از اين مفهوم و همچنين تورم نيروي انساني بيکار در جامعه ( بويژه در بين دانش‌آموختگان دانشگاهي)، موجب شده بسياري از سياستهايي که براي توسعة آن اتخاذ شده و نيز در بخشنامه‌ها و سخنراني‌هاي مسؤولات در اين خصوص، صرفاً جنبة اشتغال‌زايي براي آن در نظر گرفته شود. در حاليکه کارآفريني داراي پيامدهاي مثبت و مهم ديگري همانند: بارورشدن خلاقيت‌ها، ترغيب به نوآوري و توسعة آن، افزايش اعتماد به نفس، ايجاد و توسعة تکنولوژي، توليد ثروت در جامعه و افزايش رفاه عمومي است و در صورتيکه فقط به جنبة اشتغال‌زايي آن توجعه شود، از ساير پيامدهاي آن بي بهره خواهيم ماند.

تعریف کارآفرینی

کارآفرینی واژه‌ای است که پژوهشگران تعاریف متعددی برای آن ارائه کرده‌اند. به طور متداول واژه کارآفرینی (مانند واژه‌های فیزیک، شیمی و ریاضی) دو مفهوم را می‌رساند: کارآفرینی به معنای فرایند و پدیده، خلاقیت و نوآوری عرضه شده (تجاری شده) و کارآفرینی به معنای یک رشته علمی. رشته کارآفرینی عبارت است از مطالعه فرایندها و پدیده‌های کارآفرینی. رشته کارآفرینی ماهیتی میان‌رشته‌ای و چندرشته‌ای دارد و بیشترین ارتباط را با رشته مدیریت و رشته خلاقیت شناسی داراست. رشته علمی کارآفرینی تحت عنوان مدیریت کارآفرینی، مهندسی کارآفرینی و نیز کارآفرینی شناسی (Entreprenology)نیز نامیده می‌شود. از این جهت که ماهیت فرایند کارآفرینی، فرایند خلاقیت و نوآوری است و مجموعه فرایندهای آن ماهیت طراحی و مهندسی نرم‌افزاری دارد. لذا کارآفرینی می‌تواند به عنوان یکی از زیرشاخه‌ها یا گرایش‌های تخصصی علم میان‌رشته‌ای و چندرشته‌ای خلاقیت شناسی یا خلاقیت نوآوری شناسی (Creanovatology یا Innovation Science یا Creanovation Science)  محسوب گردد.

 

خصوصیات بارز کارآفرینان

۱. رویا: کارآفرینان برای آینده کسب و کار خود دارای چشم انداز می‌باشند و مهمتر از آن دارای توانایی پیاده‌سازی رویاهای خود هستند.

۲. قاطعیت: وقت تلف نمی‌کنند، سریع تصمیم‌گیری می‌کنند. تردستی آنها عامل کلیدی موفقیت شان است.

۳. عملگرا: موقع تصمیم‌گیری، به سریعترین روش ممکن، تصمیم گیری و اجرا می‌کنند.

۴. اراده: نسبت به مشارکت و اجرای کار متعهد هستند. آنها به ندرت جا می‌زنند، حتی زمانی که با موانع غیر قابل عبور مواجه‌اند.

۵. فداکاری: آنها خود را وقف کسب و کار خود کرده‌اند، گاهی بخاطر این توجه، هزینه روابط خود را با دوستان و خانواده را نیز می‌پردازند. آنها خستگی ناپذیرند، ۱۲ساعت در روز و ۷ روز هفته، کاری غیر معمولی نیست که کارآفرین در حال تلاش برای بدست آوردن کسب و کار خود در زندگی انجام می‌دهند.

۶. از خود گذشتگی: کارآفرینان عاشق آنچه که آنها انجام می‌دهند، هستند. این عشق است که آنها را حفظ می‌کند و ترک کار را برایشان دشوار؛ و این عشق به محصول و خدمات است که آنها را بسیار موفق در ارائه کارشان می‌کند.

۷. جزئیات: گفته شده است که شیطان مقیم جزئیات است. هرچند گاهی اینطور نیست، اما کارآفرین خود را در ورای جزئیات قرار می‌دهد.

۸. سرنوشت: آنها می‌خواهند مسئول سرنوشت خود باشند تا وابسته به یک کارفرما.

۹. پول: پولدار شدن لزوماً محرک کارآفرینان نیست؛ میزان درآمد سنگ ترازوی آنان است. کارآفرینان عقیده دارند اگر موفق باشند، پاداش نیز خواهند داشت.

۱۰. پخش کردن: کارآفرینان میدانند که کسب و کار خود توسط کدام کارمندان کلیدی به موفقیت خواهد رسید.

جنسیت

هرچند جنسیت کارآفرینان در اکثر کشورها را مردان تشکیل می‌دهند لیکن لازم بذکر است در کشورهای آلمان، روسیه، مالزی، ونزوئلا تعداد زنان با اختلاف ناچیزی کمتر از مردان می‌باشد. این درحالی است که در کشورهای تونگا، برزیل و گواتامالا تعداد زنان کارآفرین بیشتر از مردان بوده است؛ در ایران حدود ۴۰ درصد کارآفرینان زنان بوده‌اند.

 

تعاريف دیگر كارآفرينی

§ ريچارد كانتيلون (1730) اولين كسي بود كه اين واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اينگونه تعريف نمود : كارآفرين فردي است كه ابزار توليد را به منظور تركيب به صورت محصولاتي قابل عرضه به بازار خريداري مي كند. كارآفرين در هنگام خريد از قيمت نهايي محصولات اطلاع ندارد. § جان باپتيست سي (1803) كار آفرين را فردي ميداند كه مسئوليت توليد و توزيع فعاليت اقتصادي خود را بر عهده دارد.

§ فرانك نايت (1921) كار آفرينان را كساني ميشناسد كه در شرايط عدم قطعيت به اتخاذ تصميم مي پردازند و پيامدهاي كامل آن تصميمات را نيز شخصاً مي پذ يرند.

§ طبق نظر كاسون (1982) كار آفرين فردي است كه تخصص وي "تصميم گيري عقلايي و منطقي در مورد ايجاد هماهنگي در منابع كمياب " ميباشد. وي " داشتن توان داوري و قضاوت " را عنصري مشترك در تمامي كار آفرينان تشخيص داده است.

§ از ديدگاه كارلند (1984) كار آفرين فردي است كه شركتي را به منظور سود و رشد تاسيس مينمايد و آنرا مديريت كرده و از آن براي پيشبرد اهداف شخصي استفاده ميكند.

همچنين به تعاريف زير نيز مي‌توان اشاره كرد: كارآفرين كسي است كه توانايي آن را دارد تا فرصتهاي كسب و كار را ببيند و آنها را ارزيابي كند، منابع لازم را جمع آوري و از آنها بهره برداري نمايد، و سپس عمليات مناسبي را براي رسيدن به موفقيت پي‌ريزي نمايد.كارآفرينان كساني هستند كه با ايجاد محصولات و خدمات نوين مورد نياز مردم، درآمد خوبي كسب مي‌كنند. معمولاً گمان مي‌رود كه كارآفرينان در راه اندازي شركتها تبحر دارند در هر حال، آنها، از هيچ، كسب و كار جديد خلق مي‌كنند. آنها به رغم مخاطرات بسيار، پيشگام كارهاي جديد مي‌شوند.

شرح وظایف دفتر کارآفرینی

1. بررسي و مطالعه در زمينه چگونگي ايجاد و توسعه اشتغال در بخشهاي مرتبط با اهداف و ماموريت هاي دستگاه ذيربط و ارايه راهكارهاي مناسب در اين زمينه به وزارت متبوع و وزارت كار و امور اجتماعي

2. بررسي و مطالعه به منظور شناسايي وضعيت موجود اشتغال، ويژگيها و نيازهاي بازار كار در بخشهاي مرتبط با دستگاه و ارايه نتايج حاصل به وزارت كار وامور اجتماعي از طريق دستگاه متبوع جهت بهره برداري در تهيه و تنظيم عرضه و تقاضاي بازار كار كشور.

3. بررسي و مطالعه و ارايه راهكار در زمينه چگونگي فراهم آوردن زمينه هاي مناسب جلب مشاركت بخش خصوصي و تعاوني در فعاليت هاي اشتغالزا و ايجاد بنگاههاي كسب و كار و ارايه نتايج حاصل به بالاترين مقام دستگاه جهت اعلام به وزارت كار و امور اجتماعي به منظور استفاده در تدوين سياستهاي اشتغال كشور .

4. شناسايي نيازهاي مهارتي نيروي كار مورد نياز بخشهاي مرتبط با وظايف دستگاه جهت اعلام به وزارت كار و امور اجتماعي به منظور تهيه و اجراي برنامه هاي آموزش فني و حرفه اي .

5. مطالعه و پيشنهاد سازوكارهاي لازم به منظور جلوگيري از كاهش فرصتهاي شغلي ناشي از اجراي سياستهاي مختلف دستگاه متبوع.

6. نظارت، پيگيري و حصول اطمينان از اجراي سياستهاي اشتغال در مورد مجوزهايي كه به منظور تاسيس بنگاههاي كسب و كار جديد صادر مي‌شود و همچنين قراردادهاي داخلي و خارجي توسط دستگاه ذيربط و ارايه نتايج مربوط به ميزان اشتغال زايي طرحها در اين زمينه

7. نظارت عاليه بر توزيع اعتبارات وجوه اداره شده و تسهيلات بانكي متناسب با سهم متقاضيان سرمايه گذاري در طرحهاي اشتغال زا در حيطه فعاليت دستگاه مذكور و در چارچوب سياستهاي اشتغال و حصول اطمينان از ايجاد فرصتهاي شغلي مورد انتظار و ارايه نتايج آن به بالاترين مقام دستگاه جهت اعلام به وزارت كار و امور اجتماعي.

8. تهيه و ارايه گزارش نوبه‌اي از وضعيت در دستگاه متبوع بر اساس دستورالعمل وزارت كار و امور اجتماعي .

9. مطالعه و بررسي در زمينه جايگزيني نيروي كار ايراني با نيروي كار خارجي شاغل در دستگاه و پروژه هاي در دست اجراي آن و اعلام نتايج امر از طريق دستگاه متبوع به وزارت كار و امور اجماعي به منظور تعيين سياستها و برنامه هاي آموزش فني و حرفه اي مورد نياز .

10. مطالعه و بررسي در زمينه اشاعه فناوري‌هاي نوين در واحدهاي مربوط به اثرات آن بر كميت و كيفيت نيروي كار شاغل در آن واحد و اعلام نتايج به وزارت كار و امور اجتماعي

11. انجام وظايف و ماموريت هاي ارجاعي از طرف وزير كار و امور اجتماعي يا شوراي عالي اشتغال كه توسط بالاترين مقام دستگاه متبوع ابلاغ مي گردد.

12. ظرفيت سنجي از دستگاه متبوع (اشتغال در بخش دولتي ) در پنج سال آينده و اعلام آن از طريق دستگاه متبوع وزارت كار و امور اجتماعي جهت برنامه ريزي، سياستگذاري و نظارت بر بخش آموزش عالي و سوق دهي فارغ التحصيلان دانشگاهي متناسب با نياز بازار كار .

13. مطالعه و بررسي طرحها و ايده‌هاي كارآفريني در حوزه وظايف دستگاه متبوع و ارايه پيشنهاد به وزارت كار و امور اجتماعي از طريق دستگاه متبوع .

14. جمع آوري آمار و اطلاعات مربوط به شاغلين خارجي در هر دستگاه و پروژه‌ها و طرحهاي عمراني وابسته به آن و ارايه گزارشهاي دوره اي به وزارت كار و امور اجتماعي .

15. استعلام از وزارت كار وامور اجتماعي در خصوص امكان صدور پروانه كار براي اتباع خارجي مورد نياز اجراي طرحهاي عمراني و پروژه هاي وابسته به دستگاه ذيربط قبل از نهايي شدن و انعقاد قرارداد استخدام اتباع خارجي .

16. مطالعه و بررسي در مورد چگونگي امكان انتقال تجربه، دانش و مهارت متخصصين خارجي شاغل در طرحهاي عمراني و پروژه هاي دولتي و خصوصي وابسته، به كاركنان ايراني شاغل در اين پروژه ها و اعلام نتايج به وزارت كار و امور اجتماعي جهت برنامه ريزي و پيگيري لازم در تحقق بند " ج" ماده (121) قانون كار .

17. ارايه پيشنهاد و پيگيري براي توسعه فعاليت و سرمايه گذاري بخش خصوصي ( داخلي و خارجي ) در جهت توسعه اشتغال و ايجاد بنگاه هاي جديد كار و كسب و رفع موانع مربوط .

18. ارايه پيشنهاد و پيگيري و بررسي زمينه هاي صدور خدمات اعم از خدمات فني و مهندسي و نرم افزاري به خارج از كشور در حيطه فعاليت هاي ذيربط با دستگاه اجرايي متبوع .

19. نظارت و مشاركت در فرآيند سياست گذاري دستگاه ذيربط به منظور تعيين سياست ها و راهبردهاي اشتغال در چهارچوب اهداف و ماموريت هاي دولتي دستگاه

تاریخچه کارآفرینی

در اوايل سده شانزدهم ميلادي كساني را كه در كار مأموريت نظامي بودند كارآفرين مي‌خواندند. پس از آن نيز براي مخاطرات ديگر نيز همين واژه با محدوديتهايي مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 ميلادي به بعد درباره پيمانكاران دولت كه دست اندركار امور عمراني بودند، از لفظ كارآفرين زياد استفاده شده است.

كارآفريني و كارآفرين اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادي از قرن شانزدهم ميلادي تاكنون به نحوي كارآفريني را در نظريه‌هاي خود تشريح كرده‌اند. ژوزف شومپيتر با ارائه نظريه توسعه اقتصادي خود در سال 1934 كه همزمان با دوران ركود بزرگ اقتصادي بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوري كارآفرينان در ايجاد سود، مورد توجه قرار گيرد و به همين دليل وي را «پدر كارآفريني» لقب داده‌اند. از نظر وي «كارآفرين نيروي محركه اصلي درتوسعه اقتصادي است » و نقش كارآفريني عبارت است از «نوآوري يا ايجاد تركيب هاي تازه از مواد »

كارآفريني از سوي روانشناسان و جامعه‌شناسان با درك نقش كارآفرينان در اقتصاد و به منظور شناسايي ويژگيها و الگوهاي رفتاري آنها با بررسي و تحقيق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است .

جامعه شناسان، كارآفريني را به عنوان يك پديده اجتماعي در نظر گرفته و به بررسي رابطه متقابل بين كارآفرينان و ساير قسمتها و گروههاي جامعه پرداخته‌اند .

دانشمندان مديريت به تشريح مديريت كارآفريني و ايجاد جو و محيط كارآفرينانه در سازمانها پرداخته‌اند .

سير تاريخي مفهوم كارآفريني

سير تاريخي مفهوم كارآفريني را مي‌توان به پنج دوره تقسيم نمود :

دوره اول:قرون 15 و 16 ميلادي: در اين دوره به صاحبان پروژه‌هاي بزرگ كه مسئوليت اجرايي اين پروژه‌ها همانند ساخت كليسا، قلعه ها، ‌تأسيسات نظامي و .... از سوي دولتهاي محلي به آنها واگذار گرديد، كارآفرين اطلاق مي‌شد، در تعاريف اين دوره، پذيرش مخاطره لحاظ نشده است . دوره دوم ( قرن 17 ميلادي): اين دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتي در اروپا بوده و بعد مخاطره پذيري به كارآفريني اضافه شد كارآفرين در اين دوره شامل افرادي همانند بازرگانان ، صنعتگران و ديگر مالكان خصوصي مي‌باشد .

دوره سوم( قرون 18و 19 ميلادي): در اين دوره كارآفرين فردي است كه مخاطره مي‌كند و سرمايه مورد نياز خود را از طريق وام تأمين مي‌كند. بين كارآفرين و تأمين كننده سرمايه (سرمايه‌گذار) و مدير كسب و كار در تعاريف اين دوره تمايز وجود دارد .

دوره چهارم ( دهه‌هاي مياني قرن بيستم ميلادي): در اين دوره مفهوم نوآوري شامل خلق محصولي جديد، ايجاد نظام توزيع جديد يا ايجاد ساختار سازماني جديد به عنوان يك جزء اصلي به تعاريف كارآفريني اضافه شده است .

دوره پنجم(دوران معاصر از اواخر دهه 1970 تاكنون ): در اين دوره همزمان با موج ايجاد كسب وکار و روند كارهاي كوچك و رشد اقتصادي و نيز مشخص شدن نقش كارآفريني به عنوان تسريع كننده اين سازوكار، توجه زيادي به اين مفهوم شد و رويكرد چند جانبه به اين موضوع صورت گرفت. تا قبل از اين دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفريني معطوف بود، اما در اين دوره به تدريج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققين علوم مديريت نيز به ابعاد مختلف كارآفريني و كارآفرينان توجه نموده‌اند.

سه موج وسيع در جلو راندن موضوع کارآفريني

تا دهه 1980 سه موج وسيع ، موضوع كارآفريني را به جلو رانده است :

موج اول: انفجار عمومي مطالعه و تحقيق در قالب انتشار كتابهاي زندگي كارآفرينان و تاريخچه شركتهاي آنها، چگونگي ايجاد كسب و كار شخصي و شيوه‌هاي سريع پولدار شدن مي‌باشد. اين موج از اواسط دهه 1950 شروع مي‌شود .

موج دوم: اين موج كه شروع آن ازدهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌هاي آموزش كارآفريني در حوزه‌هاي مهندسي و بازرگاني است كه در حال حاضر اين حوزه‌ها به ساير رشته‌ها نيز تسري يافته است .

موج سوم: اين موج شامل افزايش علاقمندي دولتها به تحقيقات در زمينه كارآفريني و بنگاههاي كوچك، تشويق رشد شركت‌هاي كوچك و انجام تحقيقات در خصوص نوآوري‌هاي صنعتي مي‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است

 

تغییر وتحولات دهه های اخیر به قدری عمیق، گسترده و سریع اتفاق افتاده که تمامی ابعاد و شئونات زندگی فردی و اجتماعی به طور محسوس و نامحسوس، تحت تاثیر آن قرار گرفته است. در این شرایط، نیازها و خواسته های بشری از تنوع و تعدد روبه تزایدی برخوردار شده است و سازمان ها برای پاسخگویی بهتر در مقابل مشتریان در راستای اهداف خود که همانا بقاء ، سودآوری و رشد است، بایستی با بهره گیری از توان خلاقیت کارکنان ( که سرمایه اصلی آنها را تشکیل می دهند ) ضمن نوآوری در محصولات و خدمات ، توانایی خود را در جهان رقابتی افزایش دهند.

در چنین فضایی نقش و جایگاه کارآفرینان به عنوان موتور توسعه، حتی در کشورهای پیشرفته صنعتی و توسعه یافته، بسیار بارزتر، حساس تر و اثر بخش تر از گذشته نزد دولت مردان، سیاست گذاران و برنامه ریزان مطرح می باشد و به دلیل ارتباط تنگاتنگ خلاقیت و کارآفرینی، بسیاری از کشورهای توسعه یافته مطابق شرایط، امکانات و نظام ارزشی و اقتصادی خود اقدام به طراحی و اجرای نظامی تحت عنوان نظام ملی نوآوری نموده اند. درکشور ما نیز جهت اقدام دراین زمینه آشنایی با درک مفاهیم و تعایف از ضروریات اجتناب ناپذیر است. چرا که اولین مرحله برای توسعه موضوع کارآفرینی از سالهای 1950 به بعد درغرب مطرح شد، همان مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتابهای زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکتهای آنها، چگونگی ایجاد کسب و کار شخصی و شیوه های سریع پولدار شدن و تعاریف و نظریه هایی در این خصوص بوده که بعد از آن آموزش کارآفرینی در حوزه های مهندسی و بازرگانی و... مطرح شده و از سال 1970 به بعد دولت ها به تحقیقات در زمینه کارآفرینی و بنگاه های کوچک، تشویق رشد شرکتهای کوچک و انجام تحقیقات درخصوص نوآوری های صنعتی علاقه مند شدند.

مفهوم کارآفرینی ریشه در تفکر، زیربنای فکری ، سطح تجزیه و تحلیل و زاویه دید دانشمندان مختلف از ابعاد مکاتب اقتصادی، جامعه شناسی، روانشناسی، جمعیت شناسی، مدیریت و ... دارد و این مفهوم به تدریج دگرگون گردیده و تکامل یافته است.

تاریخچه همایش‌های برگزار شده

اولین همایش مسئولین کارآفرینی (اسفند ماه 84)

شرح وظایف جدید دفاتر ( مصوب هیئت محترم وزیران )

تشریح اهداف و برنامه های کارآفرینی

دومین همایش مسئولین دفاتر کارآفرینی ( تیرماه 85)

کاربرد کارآفرینی در نظام سلامت

ارائه 35 برنامه برگزیده از طرح جامع کارآفرینی

اخذ نظر شرکت کنندگان در رابطه با چارت سازمانی دفاتر کارآفرینی و مشکلات پیش رو

سومین همایش مسئولین دفاتر کارآفرینی ( شهریور ماه 85)

بررسی مشکلات تسهیلات بنگاههای کوچک  اقتصادی زودبازده و کارآفرین

ارائه راهکارهای مناسب برای جذب بهینه تسهیلات بنگاه های کوچک اقتصادی  زودبازده و کارآفرین

بیان نحوه استفاده از تسهیلات صندوق مهر رضا

 چهارمین همایش مسئولین دفاتر کارآفرین ( اردیبهشت ماه 86)

دیدار مسئولین دفاتر کارآفرینی با وزیر محترم بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی

ابلاغ استراتژیها واولویت های مهم سال 86 دفتر کارآفرینی وزارت متبوع  و دفاتر کار آفرینی دانشگاهها ی علوم پزشکی وانسجام  بخشیدن و ایجاد  وحدت رویه و تقسیم وظیفه در سطح ستاد و صف

بررسی کلیه مصوبات شورایعالی اشتغال و نظر خواهی از دانشگاهها به منظور ارائه راهکارهای اجرایی موفق

بررسی چگونگی پرداختن بیشتر به مبحث کارآفرینی و اشتغال دانش بینان و استفاده از فن آوریهای نوین در عرصه کارآفرینی و اشتغال

بررسی نقاط ضعف و قوت دفاتر کارآفرینی در سال 85

استفاده از نظرات معاونین محترم وزارت کار و مدیر عامل محترم صندوق مهر امام رضا(ع) درخصوص اعطای بهینه تسهیلات در سال 86 برای توسعه کسب و کارهای مربوط به نظام سلامت و ارتباط گیری صریح دانشگاهها با سیاست گذاران تسهیلات مربوطه

پنجمین همایش مسئولین دفاتر کارآفرینی

ایجاد و راه اندازی  کلنیکهای اشتغال و شرح وظایف آنها

پیگیری و راه اندازی دانشکده کارآفرینی در یکی از دانشگاههای علوم پزشکی تهران

اعلام وضعیت  چارت سازمانی دفتر کارآفرینی وزارت بهداشت و دانشگاهها

بیان مشکلات دفتر کارآفرینی و ارائه راهکارهای حل آن

تمدید اعتبار تفاهم نامه منعقده سال گذشته تا پایان برنامه چهارم توسعه

 ششمین همایش  مسئولین دفاتر کارآفرینی ( دی ماه 1386)

بیان عوامل ایجاد کننده رکود فعلی و راهکارهای برون رفت از آن

گزارشی از روند احداث دانشکده کارآفرینی و سرفصل ها و اهداف تشکیل دوره کارشناسی ارشد کارآفرین

بررسی نظام نامه نظارتی و موضوع تشکیل شرکتهای مشاوره کارآفرینی

بررسی متناسب سازی آموزش ها با بازار کار

بحث ساماندهی اشتغال اتباع بیگانه در داخل کشور و حضور نیروی کار ما در بازار کار بین الملل

بررسی کارورزی فارغ التحصیلان

بررسی ساماندهی و حمایت از مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری

بررسی جایگاه شرکتهای سرمایه گذار کارآفرینی

هفتمین همایش مسئولین دفاتر کارآفرینی (تیر ماه1387)

برای دستیابی به مشروح گزارش هفتمین همایش کلیک کنید

هشتمین همایش مسئولین دفاتر کارآفرینی(دی ماه 1387)

این همایش شامل 16 ساعت نشست آموزشی با حضور اساتید دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران بود. در حاشیه این نشست مقرر شد که مجله ای درخصوص کارآفرینی با مشارکت جناب آقای دکتر وکیلی،جناب آقای دکتر خواجه میرزایی،جناب آقای فتاحی، جناب آقای جعفرپور،جناب آقای مهندس بدیعی،سرکار خانم حاجی برات، سرکار خانم رفیعی، جناب آقای حسن زاده،سرکار خانم قلی زاده،سرکار خانم مشمولی،سرکار خانم اسدی و سرکار خانم ملکی ایجاد شود.

نهمين همايش : آذرماه 1388

اين نشست با حضور جناب آقاي دكتر قانعي معاون محترم تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت، جناب آقاي مهندس عبدالوهاب معاون محترم توسعه اشتغال وزارت كار و امور اجتماعي، جناب آقاي دكتر حسيني نيا معاون محترم پژوهش، برنامه ريزي و آموزش وزارت تعاون و مسئولين دفاتر كارآفريني و اشتغال دانشگاههاي علوم پزشكي سراسر كشور برگزار گرديد.

در اين همايش موارد ذيل ارائه گرديد :

    آموزش نرم افزار طرح كارورزي.

   بيان مزايا و ويژگيهاي استفاده از كسب و كارهاي خانگي.

   بررسي آمار بنگاه هاي اقتصادي زودبازده و كارآفرين.

   تبيين جايگاه جهاني تعاوني هاي خدمات بهداشتي درماني.

     مقايسه مراكز بهداشتي درماني دولتي و تعاوني از نظر دستاوردهاي ارائه خدمات و مراقبتهاي اوليه.

           پيشنهاد راه اندازي تعاوني هاي كارآفريني دانش محور براي دانشجويان سالهاي آخر و دانش آموختگان.

    تبيين وظايف واحد مشاوره توسعه كارآفريني و تعاون دانشگاهي.

دهمين همايش : اسفند 1388

نشست يك روزه با حضور وزراي محترم بهداشت، تعاون ، معاونين دو وزارتخانه و مسئولين دفاتر كارآفريني و اشتغال دانشگاههاي علوم پزشكي سراسر كشور.

در اين نشست موارد ذيل ارائه گرديد:

     امضاي تفاهم نامه بين دو وزاتخانه بهداشت و تعاون.

     تشكيل و تكميل بانك اطلاعاتي از تعداد نيروهاي بيكار و جوياي كار در شاخه هاي پزشكي و پيراپزشكي و همچنين شناسايي توانمندي هاي اين افراد.

     شناسايي ظرفيت هاي قابل برون سپاري از دانشگاه ها.

     تكميل و عملياتي شدن برنامه هاي سال 89.

     تشكيل و ادامه كميته هاي مشاغل خانگي و ديدباني.

    اطلاع رساني در خصوص مهر كارت.

يازدهمين همايش : ارديبهشت 1389

نشست يك روزه با حضور مسئولين دفاتر كارآفريني و اشتغال دانشگاههاي علوم پزشكي سراسر كشور.

در اين نشست موارد ذيل ارائه گرديد :

   بررسي سند توسعه اشتغال.

   بررسي بخش هاي قابل برونسپاري و قابل واگذاري به تعاوني ها.

   تبادل نظر در خصوص برنامه هاي سال 1389 .

    تدوين برنامه استراتژيك كارآفريني بر اساس طرح جامع كارآفريني گروه علوم پزشكي و نقشه جامع توسعه كارآفريني وزارت كار.

دوازدهمين همايش : خردادماه 1389

نشست يك روزه با حضور مسئولين دفاتر كارآفريني و اشتغال دانشگاههاي علوم پزشكي سراسر كشور.

دراين نشست موارد ذيل ارائه گرديد:

   ادامه تدوين سند كارآفريني بر اساس نقشه جامع توسعه كارآفريني و طرح جامع كارآفريني.

   ادامه بررسي اسناد اشتغال دانشگاه هاي علوم پزشكي بر اساس گزارشات دانشگاه ها، جمع بندي وزارت خانه و جمع بندي استانداريهاي مربوطه.

    بررسي تفاهم نامه هاي صندوق مهر امام رضا و تعاون.

   طرح سامانه خريد اعتباري(كارت ميزان).

     آموزش برنامه فايلرپرو و تشريح فرمهاي ثبت نام جويندگان كار در گروه پزشكي.

سیزدهمين همايش : بهمن ماه 1389

نشست یکروزه با حضور جناب آقای دکتر هائری قائم مقام ارشد ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمان شهیدبهشتی، جناب آقای مهندس حسینی نژاد معاون محترم اعتبارات و تسهیلات صندوق مهر امام رضا(ع)، جناب آقای دکتر حسینی نیا معاون محترم پژوهش، آموزش و کارآفرینی تعاونی های وزارت تعاون و مسئولين دفاتر كارآفريني و اشتغال دانشگاههاي علوم پزشكي سراسر كشور برگزار گردید.

در این نشست موارد ذیل ارائه گردید:

   بررسی سند توسعه اشتغال و کارآفرینی شامل(چشم انداز، اهداف آرمانی، استراتژی ها، برنامه های اشتغال و کارآفرینی)

  مزایا و ویژگیهای استفاده از کسب و کارهای خانگی و نحوه نظارت وزارت بهداشت بر روی این نوع مشاغل.   بررسی مشکلات و موانع پیش روی دانشگاه ها جهت استفاده از تسهیلات صندوق مهر امام رضا(ع).    

 ابلاغ دستورالعمل اجرایی تفاهم نامه وزارت بهداشت و تعاون.

     تصویب برنامه های سال 1390 دفتر کارآفرینی.

تجربه‌های موفق تاریخی

 

هنری فورد

هنری فورد در جولای 1863 در مزرعه ای در دیربرن میشیگان به دنیا آمد. سال های نخست زندگی او در همان مزرعه سپری شد.مثل اغلب کودکان روستایی قرن نوزدهم،اوقات او در مدرسه ای یک کلاسه یا در مزرعه می گذشت. او خیلی زود دریافت که علاقه اش بیش از آنکه متوجه کار روی گاوآهن باشد، به سر در آوردن از شیوه ی کار گاوآهن معطوف است. هنری از همان سنین کودکی به کارهای مکانیکی علاقه نشان می داد و در مقابل از کارهای روزمره مزرعه بی زار بود.

در 1891 فورد به عنوان مهندس در شرکت روشنایی ادیسون مشغول به کار شد. این واقعه باعث شد تا او چشم انداز آینده خود را آگاهانه بر حرفه های صنعتی متمرکز کند و رویای ارابه بدون اسب را در سر بپروراند. بالاخره در سال 1893 هنگامی که فورد به سمت سر مهندس ارتقا یافت، پول و فراغت کافی برای اجرای ایده های خود در رابطه با موتورهای احتراق درونی به دست آورد. این تلاش ها به تکمیل وسیله نقلیه "خودرو" او به نام "Quadricycle" در 1893 منجر گردید. این وسیله، 4 چرخ سیمی ، به چرخ های یک دوچرخه سنگین شباهت داشت و به وسیله یک اهرم شبیه سکان قایق ، رانده می شد. این وسیله فقط در جهت جلو رانده می شد.

بعد از دو بار تلاش ناموفق برای تاسیس یک کمپانی سازنده اتومبیل، بالاخره فود به همراه 10 نفر مبتکر دیگر از جمله کوزنس و برادران دوج، در 1903 به تاسیس "شرکت موتور فورد" در دیترویت موفق شد. فورد به دلیل اهمیتی که برای تقویت روحیه کارکنان در محیط کار قایل بود، ساعت کار روزانه را کم کرد، دستمزدها را افزایش داد و محیطی بهتر و سالمتر برای کارگران ایجاد نمود.افزایش دستمزدها موجب گردید، کارگران فعال تر و در انجام کار در زمان کوتاهتر توانمندتر شوند.

هیچ کس به اندازه توماس ادیسون برای فورد الهام بخش نبود. در اولین سال های قرن بیستم در یک دیدار اتفاقی در کمپانی ادیسون، او تلاش و پی گیری فورد برای ساخت یک اتومبیل کارآمد و مناسب را تشویق کرد. بعد از موفقیت عظیم در ساخت مدل T ، دو رویاپرداز روستاهای میشیگان، دوست و شریک تجاری شدند. فورد از ادیسون خواست تا یک باطری الکتریکی برای خودرو وی بسازد و برای این کار 5/1 میلیون دلار سرمایه گذاری کرد. به هر حال تا سال 1927 بیش از 15 میلیون دستگاه اتومبیل یعنی تقریبا نیمی از کل تولیدات جهان تا آن هنگام فروخته شده بود.

هنری فورد نمونه بارزی از یک شخصیت کارآفرین است. صنعتگری که با تکیه بر استعدادها و قابلیت های فردی خویش خالق ایده ای جدید و تحول ساز گردید.

 فورد رویای ارابه بدون اسب را در مسیر کار و تلاش روزانه آفرید و چون به تحقق ایده خویش ایمان داشت با اختصاص پول و زمان کافی به استقبال مخاطرات آن رفت و بالاخره ایده جدید خود را در قالب کسب و کاری سودآور جامه عمل پوشاند و پدر صنعت آمریکا در قرن بیستم و بنیانگذار تولید انبوه صنعتی در جهان گردید. به نحوی که در سال های پایان دهه دوم قرن بیستم (و در آستانه بحران بزرگ) علاوه بر مدیریت کارخانجات فورد با بیش از صدهزار کارگر، کنترل یک کارخانه لاستیک و رزین، یک ناوگان کشتی، یک راه آهن، 16 معدن زغال سنگ و هزارها جریب جنگل و معدن سنگ آهن در میشیگان و مینی سوتا را در اختیار داشت.

کتب منتشر شده در زمینه کارآفرینی

 

ردیف

نام کتاب

ترجمه/ تالیف

انتشارات

1

101 تکنیک حل  خلاق مسئله

احمد پورداریانی

امیرکبیر

2

پیش به سوی کارآفرینی

میترا تیموری

آموزه

3

کارآفرینی تعاریف، نظریات، الگوها

احمد پورداریانی

امیرکبیر

4

ثروت آفرینان

مهندس کیاوند

فردا

5

جنگل استراتژی ( کارآفرینی در قالب یک مکتب )

احمد پورداریانی

پردیس

6

تفکر استراتژیک و مدیریت تحول

موحد

رسا

7

کارآفرینی

مهندس شاه­حسینی

آییش

8

کارآفرینی

سید علیرضا فیض­بخش

دانشگاه صنعتی شریف

9

کارآفرینی موفق

دکتر علی احمدی و اخوان

تولید دانش

10

مقدمه­ای بر کارآفرینی

هیات نویسندگان

سازمان ملی بهره­وری در ایران

11

کارآفرینی

دکتر هزارجریب

پژوهشکده امور اقتصادی

12

مبانی کارآفرینی

داریان مقیمی

دانشگاه تهران

13

ارزش­آفرینی

حسینیان

مدیریت فردا

14

طرح کسب و کار

مسعود شفیعی

رسا

15

سازمان­های کارآفرین 2 جلدی

 

دانشگاه فردوسی مشهد